سديد الدين محمد عوفى
549
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و از حاملهء حبل ليل « 1 » چه زايد « 2 » ، و اين طغرل پيوسته به شراب مشغول بودى و وزير او « 3 » ابو سهل زوزنى كار مىراند و جهان مىسوخت « 4 » ، او را در عواقب كار نظرى و « 5 » در صلاح « 6 » خويش انديشهاى نه « 7 » . و از شاگردان ديوان رسالت مردى بود كه او را رسول ابو عمرو گفتندى و گفت : ميان من و نوشتكين نو « 8 » ( كذا ) دوستى بود و او سلاحدارى بود از آحاد سليحداران كه روز بار سلاح بر گرفتى . روزى مرا گفت : مىبينى كه اين چه غبنى « 9 » است كه اين چنين سگى ناجوانمرد « 10 » بر جاى پادشاه ما نشسته است . بيت : ابرست بر جاى قمر ، زهرست بر جاى شكر * سنگست بر جاى گهر خارست بر جاى سمن جملهء دلها از اين « 11 » غبن او « 12 » رنجورست و تمامت سينهها « 13 » ازين غصه افگار « 14 » و من عزم كردهام كه خود را فداى اين دولت سازم و حق نعمت خاندان محمودى بگزارم و به زخمى « 15 » او را از پاى درآرم ، اگر بميرد غرض من حاصل شود « 16 » ، پس از آن اگر مرا بكشند هيچ باك ندارم . رسول « 17 » مىگويد : من او را گفتم اى برادر « 18 » اين كار كه تو بر دست
--> ( 1 ) - مج : و حاملة الليل حبلى ( 2 ) - مپ 2 - و از حامله حبل ليل چه زايد ( 3 ) - مپ 2 - وزير او ( 4 ) - مج + نه ( 5 ) - مج + نه ( 6 ) - مج + كار ( 7 ) - مج - نه ، مپ 2 - او را در . . . انديشهاى نه ( 8 ) - مج : نعومه ، مپ 2 : من و او بعرفه ، محتمل است كه نوشتكين نوبتى باشد ( 9 ) - مج : غبن ( 10 ) - مج : ناجوانمردى ( 11 ) - متن - اين ( 12 ) - مپ 2 و مج - او ( 13 ) - متن - ها ( 14 ) - مپ 2 : و جمله دلها ازين غصه افگار است ( 15 ) - مپ 2 : به يك زخم ( 16 ) - مج : بحاصل آيد ، مپ 2 - اگر بميرد . . . آيد ( 17 ) - مپ 2 - رسول ( 18 ) - مپ 2 : كه